کیست این ساقی که بی دست آمده ست
کز سبوی تیغ سر مست آمده است

از همین جا دست های توسل ونیازتو به ضریح قشنگش گره بزن باور کن
همین حالا هم می تونی خودتو تو حریم با صفاش ببینی اگه حالی
دست داد برای منم دعا کن
مرحوم شيخ صدوق رضوان الله تعالي عليه در كتاب شريف كمال الدين به نقل از سعد بن عبد الله مينويسد :
... وَ لَمَّا قَالَ أَخْبِرْنِي عَنِ الصِّدِّيقِ وَ الْفَارُوقِ أَسْلَمَا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً لِمَ لَمْ تَقُلْ لَهُ بَلْ أَسْلَمَا طَمَعاً وَ ذَلِكَ بِأَنَّهُمَا كَانَا يُجَالِسَانِ الْيَهُودَ وَ يَسْتَخْبِرَانِهِمْ عَمَّا كَانُوا يَجِدُونَ فِي التَّوْرَاةِ وَ فِي سَائِرِ الْكُتُبِ الْمُتَقَدِّمَةِ النَّاطِقَةِ بِالْمَلَاحِمِ مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ مِنْ قِصَّةِ مُحَمَّدٍ ص وَ مِنْ عَوَاقِبِ أَمْرِهِ فَكَانَتِ الْيَهُودُ تَذْكُرُ أَنَّ مُحَمَّداً يُسَلَّطُ عَلَى الْعَرَبِ كَمَا كَانَ بُخْتَنَصَّرُ سُلِّطَ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ لَا بُدَّ لَهُ مِنَ الظَّفَرِ بِالْعَرَبِ كَمَا ظَفِرَ بُخْتَنَصَّرُ بِبَنِي إِسْرَائِيلَ غَيْرَ أَنَّهُ كَاذِبٌ فِي دَعْوَاهُ أَنَّهُ نَبِيٌّ فَأَتَيَا مُحَمَّداً فَسَاعَدَاهُ عَلَى شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ بَايَعَاهُ طَمَعاً فِي أَنْ يَنَالَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِنْ جِهَتِهِ وَلَايَةَ بَلَدٍ إِذَا اسْتَقَامَتْ أُمُورُهُ وَ اسْتَتَبَّتْ أَحْوَالُهُ فَلَمَّا أَيِسَا مِنْ ذَلِكَ تَلَثَّمَا وَ صَعِدَا الْعَقَبَةَ مَعَ عِدَّةٍ مِنْ أَمْثَالِهِمَا مِنَ الْمُنَافِقِينَ عَلَى أَنْ يَقْتُلُوهُ فَدَفَعَ اللَّهُ تَعَالَى كَيْدَهُمْ وَ رَدَّهُمْ بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيْراً كَمَا أَتَى طَلْحَةُ وَ الزُّبَيْرُ عَلِيّاً ع فَبَايَعَاهُ وَ طَمَعَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا أَنْ يَنَالَ مِنْ جِهَتِهِ وَلَايَةَ بَلَدٍ فَلَمَّا أَيِسَا نَكَثَا بَيْعَتَهُ وَ خَرَجَا عَلَيْهِ فَصَرَعَ اللَّهُ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مَصْرَعَ أَشْبَاهِهِمَا مِنَ النَّاكِثِين .
كمال الدين و تمام النعمة ، ج2 ، ص 463 .
سعد بن عبد الله گويد : وقتي به عرض حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) رساندم كه : شخصي از مخالفين ، هميشه از من ميپرسد بگو ابابكر و عمر با رضايت و رغبت مسلمان شدند و يا با بي ميلي و ناخرسندي دروني مسلمان شدند ؟
امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرمودند :
چرا به آن شخص نگفتي كه آن دو [ابوبكر و عمر] به خاطر طمع مسلمان شدند .
و بعد اضافه فرمودند :
جريان از اين قرار است كه ابابكر و عمر معمولاً با يهوديان نشست و برخاست داشتند و اخباري را كه يهوديان از تورات و ديگر كتب آسماني ، كه در مورد حوادث و رويدادهاي روزانه و به خصوص جريان ظهور حضرت محمد (صلي الله عليه وآله وسلم) و پايان پيروزمندانه آن ، دريافت ميكردهاند و جويا ميشدند و يهوديها هم به آن دو ميگفتند : همان گونه كه بخت النصر بر بني اسرائيل چيره شدند و همه بني اسرائيل را در برابر خود تسليم نمودند ، محمد هم ميآيد و بر تمام عرب مسلّط ميشود . البته با اين تفاوت كه محمد (صلي الله عليه وآله وسلم) وقتي آمد ، به دروغ ادعا ميكند كه پيامبر است [اين تعبير غير مؤدبانه از يهود است كه حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) به خاطر آگاهي سؤال كننده آن را نقل كرده است] .
پس از اين بود كه ابابكر و عمر به حضرت محمد (صلي الله عليه وآله وسلم) رسيدند و با گفتن شهادت «لا اله الا الله» به كمك آن حضرت شتافتند و به طمع اين كه هر يك از آن دو ، بعد از پيروزي حضرت محمد (صلي الله عليه وآله وسلم) و تسليم شدن عرب و آرام گشتن اوضاع به حكومت يكي از ولايات گماشته شوند ، با حضرت محمد (صلي الله عليه وآله وسلم) بيعت كردند .
و بعد از آن كه از رسيدن به حكومت و رياست دلخواه خود ، از طرف حضرت محمد (صلي الله عليه وآله وسلم) مأيوس شدند ، در بازگشت از جنگ تبوك ، روبند و نقاب بر صورت زدند و به همراه عدهاي از منافقين همانند خويش از كوه عقبه بالا رفتند ، و شتر پيامبر را رم دادند تا آن حضرت را به قتل برسانند .
اما تدبير خداوند بر حيله آنان پيروز شد و خداوند مكر و دشمني آنان را به خودشان بازگرداند و با همان خشم و كينيه بازگشتند و از كار زشت خود ، هيچ فايدهاي نديدند .
اتفاقاً نظير همين مسأله ، در زمان حضرت علي (عليه السلام) پيش آمد كه طلحه و زبير به حضور علي بن أبي طالب (عليه السلام) رسيدند و هر يك از آن دو به طمع رسيدن به حكومت و رياست يكي از شهرها ، با حضرت علي (عليه السلام) بيعت كردند ؛ اما وقتي از رسيدن به پستهايي كه لياقتش را نداشتند ، مأيوس گرديدند ، بيعت با علي (عليه السلام) را شكستند و بر عليه آن حضرت دست به شورش زدند و خداوند به گونه زمين خوردن ِ ديگر عهد شكنان ، آن دو را به زمين زد و نابود ساخت .
«ميخائيل نعيمه»، نويسنده صاحب نظر و متفكر مسيحي عرب:
«هيچ مورخ و نويسنده اي هر اندازه هم كه از نبوغ و رادمردي ممتاز برخوردار باشد، نمي تواند قيافه كاملي از انسان بزرگي مانند علي (علیه السلام) در مجموعه اي كه حتي داراي هزار صفحه باشد، ترسيم نمايد و دوراني پر از رويدادهاي بزرگ مانند دوران او را توضيح بدهد. تفكرات و انديشه هاي آن مرد عرب و گفتار و كرداري را كه ميان خود و پروردگارش انجام داده است، نه گوشي شنيده و نه چشمي ديده است. تفكرات، ايده ها و گفتار و كردار او خيلي بيش از آن بوده است كه با دست و زبان و قلم وي بروز كرده و در تاريخ ثبت شده است.»
«عبدالفتاح عبدالمقصود» نويسنده و دانشمند مشهور مصري، مي نويسد:
«پس از محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) كسي را نديده ام كه شايسته باشد پس از او قرار گيرد، يا بتواند در رديفش بيايد، جز پدر فرزندان پاك و برگزيده پيغمبر( علي بن ابي طالب) و من در اين سخن به طرفداري تشيع وارد نشده ام، بلكه اين رايي است كه حقايق تاريخ به آن گوياست. او، برترين مردي است كه مادر روزگار تا پايان عمر خود چون او نزايد، و اوست كه هرگاه هدايت طلبان به جستجوي اخبار و گفتارش برآيند، از هر خبري براي آنان شعاعي مي درخشد، آري او مجسمه اي از كمال است كه در قالب بشريت ريخته شده است.»
«بارون كاردايفو» دانشمند فرانسوي، مي نويسد:
«علي مولود حوادث نبود، بلكه حوادث را او به وجود آورده بود، اعمال او مخلوق فكر وعاطفه و مخيله خود اوست، پهلواني بود كه درعين دليري ، دلسوز و رقيق القلب، و شهسواري بود كه در هنگام رزم آرايي، زاهد از دنيا گذشته بود. به مال و منصب دنيا اعتنايي نداشت و در حقيقت، جان خود را فدا نمود. روحي بسيار عميق داشت كه ريشه آن ناپيدا بود و در هر جا خوف الهي آن را فرا گرفته بود.»
اَلسَّلامُ عَلَیکِ یَا بِنتَ وَلیِّ اللهِ الأَعظَمِ، اَلسَّلامُ عَلَیکِ یَا بِنتَ وَلیِّ اللهِ المُعَظَّمِ،
اَلسَّلامُ عَلَیکِ یَا عَمَّةَ وَلیِّ اللهِ المُکَرَّمِ،
اَلسَّلامُ عَلَیکِ یَا اُمَّ المَصَائِبِ یَا زَینَبُ، وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.
« یَا عَمَّة أنتِ بِحَمدِلله عَالِمَة غَیرَ مُعَلّمَة وَ فَهمه غَیر مُفَهّمه »
پانزدهم رجب المرجّب، شهادت جانسوز، عقیله بنی هاشم، بنت امیرالمؤمنین و حضرت
فاطمه زهراء (علیهما السلام)، اُخت الـحـسـیـن (علیه السلام)، شیر زن کـربـلاء، عمه جلیله
سادات، ام المصائب حضرت زینب الکبری(سلام الله علیها) را محضر مقدس و منور حجة بن الحسن
العسکری(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمامی شیعیان و محبان آن بی بی مکرّمه تسلیت و تعزیت
عرض می نمائیم.
«ألسَّلامُ عَلَیکِ یَا زِینَبَ الکُبري(س)»
امشب که مخمورم دلی دیوانه دارم
حال وهوای دلبری جانانه دارم
دیگر زهر عشق مجازی سیر هستم
با اصل خود هم حالتی بیگانه دارم
گر از تماس لعل او محروم هستم
در دل تمنای لب پیمانه دارم
بر درب میخانه نشینم تا بمیرم
شوق وصال یار در میخانه دارم
خواهم بنوشم ساغری از جام فیضش
در سر حجاب ناله ای مستانه دارم
در طوف شمعش سوختم خاکسترم بین
فانی عشقم غیرت پروانه دارم
من سائل یک جو زنان اهلبیتم
چون هر چه دارم از در این خانه دارم
ای صاحب جنت سلامت میکنم
روح صمیمیت سلامت میکنم
تو با ظهورت کرده ای کار خدائی
از قبل خلقت با خدایت آشنایی
«توماس كارلايل»، فيلسوف و نويسنده مشهور انگليسي
اين فيلسوف انگليسي، هر گاه به نام علي (علیه السلام) مي رسيد، بزرگي علي چنان او را به وجد مي آورد و
نيروي عظمت آن حضرت چنان تحريكش مي كرد كه از بحث علمي بيرون مي شد و بي اختيار شروع به
مديحه سرايي او مي كرد، او درباره علي(علیه السلام) چنين مي گويد: «ما نمي توانيم علي را دوست نداشته
باشيم و به وي عشق نورزيم، زيرا هر چه خوبي هست كه ما آن را دوست داريم همه در علي جمع است. او
جوانمرد شريف و بزرگواري بود كه دلش سرشار از مهر و عطوفت و دليري بود، از بشر شجاع تر، اما
شجاعتش آمي خته با مهر و عطوفت و لطف و احسان بود. پيش از رحلت خود درباره قاتلش از او نظر
خواستند، فرمود: اگر زنده ماندم خود مي دانم چه كنم و اگر درگذشتم اختيار با شماست، اگر مي خواهيد او را
قصاص كنيد يك ضربت بيشتر به او نزنيد و اگر عفو كنيد به تقوا نزديكتر است."
«اما علي ، ما را جز اين نرسد كه او را دوست بداريم و باو عشق بورزيم چه او جوانمردي بلندقدر و بزرگ
نفس بود. از سرچشمه وجدانش مهر نيكوئي سيل آسا سرازير مي گشت ، از دلش شعله هاي نيرومندي و
دلاوري زبانه مي كشيد. شجاعتر از شير ژيان بود اما شجاعتي ممزوج با مهرباني و لطف و رافت و
دلنرمي ...
علي عليه السلام شخصيتي بزرگ و بي بديل است كه در طول تاريخ همواره مورد مدح و ستايش بزرگان قرار
گرفته و حتي كساني كه به امامت علي (علیه السلام) باور ندارند نيز، او را در نوع خود يگانه و بي نظير مي
دانند.»
خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها
خطبه آن حضرت در بیماریش برای زنان مهاجر و انصار؛
سوید بن غفله گوید: هنگامی كه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بیمار شد به
همان بیماری كه در اثر آن از دنیا رفت، زنان مهاجر و انصار به عیادت ایشان آمده و
گفتند: ای دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم حالت چطور است؟
ایشان حمد و سپاس الهی را گفته و بر پدرش درود فرستاد و فرمود:
بخدا سوگند صبح كردم در حالی كه نسبت به دنیای شما بی میل و نسبت به
مردان شما ناراحتم. به آنان بغض ورزیدم، پس چه زشت است كندی شمشیرها و
سستی بعد از تلاش و سر بر سنگ خارا زدن، و شكاف نیزه ها و فساد آراء و
انحراف انگیزه ها، و چه زشت ذخیره هائی كه پیش فرستادند، و خداوند بر آنان
خشم گرفته و در عذاب جاودانه خواهند بود، بودن شک مسئولیت این عمل بعهده
ایشان بود و سنگینی آن بدوششان است، و ننگ و عارش دامنگیرشان می گردد،
پس این شتر بینی بریده و زخم خورده باشد، و گروه ستمكاران از رحمت الهی
بدورند.
وای بر آنان چگونه خلاف را از مواضع ثابت و بنیانهای نبوت و ارشاد، و محل هبوط
جبرئیل، و آگاهان به امور دین و دنیا دور ساختند، آگاه باشید كه این زیان بزرگی
است و چه عیبی از علی علیه السلام گرفتند، بخدا سوگند عیب او شمشیر
برّانش، و بی اعتنایی به مرگ، و شدت برخوردش و عقوبی دردناكش، و این كه
غضبش در راه رضای الهی بود.
بخدا سوگند اگر از راه روشن بدور رفته، و از پذیرش طریق مستقیم كناره می
گرفتند، آنان را بسوی آن آورده و بر آن وا می داشت و به سهولت براهشان می
برد، و این شتر را سالم به مقصد می رساند كه راهبرش را دچار زحمت نكند و
سواره اش را ملول نگرداند، و آنان را به محل آب خوردنی می رساند، كه آبش صاف
و فراوان بوده و از آن لبریز باشد و هرگز كدر نگردد و ایشان را از آنجا سیراب بیرون
می آورد، و در پنهان و آشكار بر ایشان ناصح بود.
اگر او در محل خلافت می نشست هرگز ثروت دنیوی برای خود قرار نمی داد، و از
آن بهره فراوانی بر نمی داشت، جز به اندازه فرو نشاندن تشنگی و رفع
گرسنگی، و به ایشان می شناساند تا بین زاهد و دنیا پرست و راستگو و دروغگو
تشخیص دهند و اگر ملتها ایمان آورده و تقوی پیشه كنند بركات آسمان و زمین را
بر آنان فرو می ریختیم، ولكن آیات الهی را تكذیب كردند و از این رو آنان را در برابر
آنچه انجام دادند گرفتار ساختیم، و كسانی كه از این گروه ستم نمودند نتایج
زشتی كارشان بزودی دامنگیرشان شده و هرگز بر ما غالب و پیروز نخواهند شد.
آگاه باش، بیا و بشنو، هر چه زندگی كنی روزگار عجائبی را بتو نشان خواهد داد،
و اگر تعجب كنی گفتار اینان تعجب آور است، ای كاش می دانستم كه به چه
پناهگاهی پناهنده شده، و به كدام ستونی تكیه داده، و بر كدام فرزندانی تجاوز
نموده و استیلا جسته اند؟ چه بد رهبر و دوستی را انتخاب كرده اند، و برای
ستمكاران بد بدلی است.
بخدا سوگند، بجای پرهای بزرگ روی بال دم را انتخاب و بجای پشت، دم را بر
گزیدند، ذلیل گردد قومی كه می پندارد با این اعمال كار خوبی انجام داده است،
بدانید كه اینان فاسدند اما نمی دانند وای براینان آیا كسی كه هدایت یافته سزاوار
پیروی است، یا كسی كه هدایت نیافته و نیازمند هدایت است، وای بر شما
چگونه حكم می كنید.
بجان خودم سوگند، نطفه این فساد بسته شده در انتظار باشید تا این مرض فساد
در پیكر جامعه منتشر شود، آنگاه از پستان شیر خون تازه و زهری هلاک كننده
بدوشید، در اینجاست رهپیمایان راه باطل زیانكار شده و آیندگان عاقبت اعمال
گذشتان را می یابند، آنگاه جانتان با دنیایتان، و قلبشان با فتنه ها آرام می گیرد،
وبشارت باد شما را به شمشیرهای كشیده و حمله متجاوز ستمكار، و به هرج و
مرج عمومی و استبداد زورگویان كه حقوقتان را اندک داده و اجتماع شما را
بوسیله شمشیرهایش درو خواهد كرد، پس حسرت بر شما باد كه كارتان به كجا
می رسد، آیا من می توانم شما را به كاری وا دارم كه از آن روی گردانید.
سوید بن غفله گوید: زنان سخنان آن حضرت را برای شوهرانشان بازگو كردند،
گروهی از مهاجرین و انصار برای عذر خواهی نزد ایشان آمده و گفتند: ای سرور
زنان، اگر حضرت علی علیه السلام این مطالب را قبل از بیعت با ابوبكر برایمان می
گفت كسی را بر او ترجیح نمی دادیم.
آن حضرت فرمود: از نزدم دور شوید، بعد از ارتكاب گناه و سهل انگاری عذرخواهی
برای من مفهومی ندارد.
خطبه حضرت زهرا علیها السلام برای كسانی كه حق شوهرش را غصب كردند!!
بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و غصب شدن ولایت وصی آن حضرت،
عمر شمشیر به كمر بسته و دور شهر مدینه می چرخید و می گفت: با ابوبكر
ببعت شده است. بشتابید به بیعت كردن با او، مردم از هر طرف برای بیعت می
آمدند، چند روز كه گذشت همراه با گروه كثیری به در خانه حضرت امیرالمؤمنان
علی علیه السلام آمده و خواستار خروج ایشان از منزل شد، ایشان امتناع كرد،
عمر خواستار هیزم و آتش گردید و گفت: سوگند به كسی كه جان عمر در اختیار
اوست یا خارج می شود یا او را با تمامی اهل خانه آتش می زنم!
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بسوی ایشان آمده و كنار درب خانه ایستاد و
فرمود: ملتی همانند شما نمی شناسم كه این گونه عهد شكن و بد برخورد
باشند، جنازه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را در دست ما رها كردید و عهد و
پیمانهای میان خود را بریده و فراموش نمودید، و ما را به فرمانروایی نرسانده و
حقی را برای ما قائل نیستید. گویا از حادثه روز غدیر خم آْگاهی ندارید، سوگند
بخدا كه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در آن روز ولایت حضرت علی علیه
السلام را مطرح كرد و از مردم بیعت گرفت تا امید شما فرصت طلبان را قطع نماید،
ولی شما رشته های پیوند میان خود و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را پاره
كردید، این را بدانید كه خداوند در دنیا و آخرت بین ما و شما داوری خواهد كرد.
رسول اكرم (ص) در مورد خلقت نور فاطمه (س) فرمود: نور فاطمه قبل از آفرينش زمين و آسمان آفريده شده
است. خداوند متعال قبل از آفرينش آدم فاطمه را از نور خود آفريد و نور فاطمه در زير عرش الهي مشغول
تسبيح و تقديس و تهليل و تحميد خداوند متعال بود. وقتي خداوند متعال مرا از نسل آدم آفريد نور فاطمه را به
صورت سيبي در بهشت درآورد و جبرئيل آن را به من داد و گفت: يا محمد انّ هذه تفّاحةٌ اهداها اللّه عزّ و جلّ
اليك من الجنّة؛ اي محمد، اين سيب را از بهشت خداوند عزيز و جلال بر تو هديه كرده است. من آنرا گرفته و
بر سينهام گذاشتم و جبرئيل گفت: آن سيب را بخور. وقتي كه آنرا شكافتم از داخل آن نوري درخشيد و من
بيمناك شدم، جبرئيل گفت: اي محمد! آنرا بخور و نگران نباش. اين نور در آسمان منصوره و در زمين فاطمه
ناميده ميشود. پرسيدم: اي دوست من جبرئيل چرا به اين نامها موسوم گرديده است. پاسخ داد: در زمين
«فاطمه» ناميده شده زيرا پيروان خود را از آتش جدا ميكند و دشمنان خود را از دوستياش محروم گردانيده
است. و در آسمان «منصوره» ناميده شده زيرا دوستان خود را نصرت و ياري ميكند و اين تفسير گفتار
خداوند متعال است كه ميفرمايد: و يومئذٍ يفرح المؤمنون بنصر اللّه ينصر من يشاء؛ در آن روز مؤمنان
بخاطر ياري خداوند خوشحال ميشوند و او هر كه را بخواهد ياري ميكند.
مقصود از اين نصرت، ياري فاطمه به شيعيان و دوستارانش ميباشد.
کلینی در کافی ومحمد بن مسعود عیاشی در تفسیر خود از عبدالله بن ابی یغفور
نقل کرده اند که گفت:
به امام صادق (ع) عرض کردم: من با مردم معاشرت میکنم خیلی تعجب می کنم از عده ای
که اهل ولایت ومحبت شما نیستند وفلان وفلان را دوست دارند ولی امانتدار وراستگو
هستند وبه عهد وپیمان خود وفا دارند اما بعضی اشخاصی که اهل ولایت و محبت شما
هستند این امانت داری و راستگویی و وفا به عهد و پیمان در آنها نیست.
ابن ابی یغفور گوید:امام صادق (ع) در برابر من در حالیکه نشسته بود قرار گرفت
ومانند کسی که خشمناک باشد به من رو کرد وفرمود:
کسی که معتقد به ولایت پیشوای ستمگری باشد که از طرف خدا نیست دین ندارد
وکسی که معتقد به ولایت امام عادلی که از طرف خدا برگزیده شده است باشد بر
او ملامت وسر زنشی نیست.
میگوید عرض کردم:آن گروه دین ندارند و این گروه سزاوار سرزنش نیستند؟!
فرمود :بلی آنها دین ندارند واینها را نباید سرزنش کرد.
سپس فرمود :آیا کلام خدا را نشنیده ای که فرموده است:
خدا سرپرست و یاور کسانی است که ایمان آورده اند و آنها را از تاریکیها بطرف
روشنائی ها خارج میکند.
یعنی آنها را از تاریکی ها ی گناه بسوی روشنائی توبه و آمرزش خارج می کند (عاقبت به خیر
میشوند) بخاطر ولایتی که نسبت به امام عادل بر گزیده خدا دارند.
وبعد از آن خداوند تبارک وتعالی فرموده است:
وآنها که کافر گشتند سرپرست ایشان طاغوت است وآنها را خداوند از روشنائی
به تاریکی ها بیرون برده است.
(بر گرفته از کتاب قطره ای از دریای فضائل اهلبیت)
«بولس سلامه» ، شاعر و اديب مسيحي
«اگر سؤال كنند، چرا در مورد علي شعر سرودي با آنكه تو مسيحي هستي؟ در
جواب مي گويم: هر يك از ابيات كتاب جواب سؤال توست و هر كدام بيانگر فضلي از
فضايل اوست و علي مردي است كه همه مسلمانان او را به عظمت ياد مي كنند، و
مسيحي ها هم او را به بزرگي و زهد تقوا ياد و احاديث او را در مجالس خود ذكر مي
كنند. و من در روي زمين كسي را در مقابل غم و اندوه و ستم ستمگران، با صبرتر از
علي نيافتم.... علي(علیه السلام) از آن روزي كه چشم خود را در كعبه باز كرد، تا
وقتي چشمش را در مسجد بست، درگير با مشكلات و مصائب بود و ...، ولي در برابر
همه آنها صبر كرد. ... اگر شيعه بودن عبارت است از حب اهل بيت نبي، من شيعه
هستم. سپس خطاب به حضرت علي(علیه السلام) مي گويد: شعر من در ساحل
بيكران تو يك سنگريزه است، اما اين سنگ به خون حسين خضاب شده است، پس
اين هديه ناقابل را به خاطر امام حسين(علیه السلام) از من قبول كن.
مقام فاطمه (س) در قيامت
پيامبر اكرم (ص) از مقام معنوي و شكوه حضرت زهرا (س) در روز قيامت خبر داده و فرمود:
دخترم فاطمه در روز قيامت سوار بر يك شتر بهشتي به محشر ميآيد پوشش آن شتر از حرير و لجامش
از لؤلؤ تازه است. روي آن قبهاي از نور است كه بيرونش از درون و درونش از بيرون ديده ميشود درون آن
را عفو الهي و بيرونش را رحمت واسعهاش فرا گرفته بر روي آن تاجي از نور است كه هفتاد پايه دارد كه
به درّ و ياقوت آراسته است و چون ستاره درخشان در آسمان روشني ميدهد. در سمت راست فاطمه
زهرا (س) هفتاد هزار فرشته و در سمت چپش هفتاد هزار فرشته در حال حركتند جبرئيل در حالي كه
افسار مركب مجلل فاطمه (س) را در دست دارد با صداي رسا به اهل محشر اعلام ميكند كه: «غضّوا
ابصاركم حتّي تجوز فاطمة بنت محمّدٍ؛ اي اهل محشر چشمان خود را فرو بنديد تا فاطمه دختر محمد
(ص) بگذرد. تمام پيامبران، رسولان، صديقان و شهيدان كه در آنجا حضور دارند چشمان خود را فرو
ميبندند تا فاطمه از ميان جمعيت عبور كرده و مقابل عرش خداوند توقف ميكند. به تنهائي از شترش
پايين ميآيد و به درگاه خداوند عرضه ميدارد: بارالها! اي مولاي من، بين من و كساني كه به من ستم
كردند و فرزندانم را كشتند خودت داوري كن!
از سوي خداوند بزرگ ندا ميرسد: يا حبيبتي و ابنة حبيبي سليني تعطيي و اشفعي تشفّعي فوعزّتي
و جلالي لاجازني ظلم ظالمٍ؛ اي حبيبه من و دختر حبيب من! هر چه دوست داري از من بخواه تا برايت
عطا كنم براي هر كسي ميخواهي شفاعت كن كه پذيرفته خواهد شد به عزت و جلالم قسم كه ستم
ستمگر را ناديده نخواهم گرفت.
در اين لحظه حضرت زهرا (س) به خداوند عرضه ميدارد: الهي و سيّدي ذرّيتي و شيعتي و شيعة ذرّيتي
و محبّي و محبيّ ذرّيتي؛ اي آقا و مولاي من! ذريّه، فرزندان و شيعيانم و پيروان فرزندانم و دوستدارانم و
دوستداران ذريّهام را نجات بده و به فريادشان برس.
از سوي خدا ندا ميرسد: اين ذرّية فاطمة و شيعتها و محبّوها و محبّو ذرّيتها؛ ذريّه و شيعيان و
دوستداران فاطمه و دوستداران فرزندان فاطمه (س) كجايند؟
آنان همگي حاضر ميشوند و در حالي كه فاطمه زهرا (س) در پيشاپيش آنان در حركت است و فرشتگان
رحمت گرداگرد آنان حلقه زدهاند به سوي بهشت روانه ميشوند.
حضرت رسول اكرم صلّي الله عليه وآله وسلّم به جماعتي از اصحاب خود
فرمودند: خداوند تعالي براي برادر من علي فضائلي برون از حدّ و شماره
قرار داده، هر كس يك فضيلت از فضائل او را ذكر كند و به آن اعتراف و اقرار
داشته باشد خداوند تمام گناهان گذشته دور و نزديك او را ميآمرزد.
و هر كس فضيلتي از فضائل عليّ بن أبيطالب را بنويسد دائماً ملائكه براي او
استغفار ميكنند تا زماني كه از آن نوشته اثري باقي است، و كسي كه
گوش فرا دارد به يك فضيلت از فضائل او ميآمرزد خدا تمام گناهاني را كه با
استماع و گوش انجام داده است، و كسي كه نظر كند به كتابي كه در آن
فضائل علي نوشته شده است خداوند ميآمرزد تمام گناهاني را كه با
چشم و نظر انجام داده است. و سپس فرمود: نظر كردن به علي عبادت
است، و ياد كردن علي عبادت است، خداوند ايمان بندة خود را نميپذيرد
مگر به دوستي او و به برائت و بيزاري از دشمنان او»
میلاد منجی عالم بشریت،مهدی موعود،صاحب عصر(عج)
بر همه عاشقان حضرتش مبارکباد.
این جشنها برای من آقا نمی شود
شب با چراغ عاریه فردا نمی شود
خورشیدی و نگاه مرا میکنی سفبد
میخواستم ببینمت اما نمی شود
شمشیرتان کجاست ؟ بزن گردن مرا
وقتی که کور شد گرهی وا نمی شود
یوسف! به شهر بی هنران وجه خویش را
عرضه مکن که هیچ تقاضا نمی شود
اینجا همه منند، منِ بی خیالِ تو
اینجا کسی برای شما ما نمی شود
آقا جسارت است ولی زودتر بیا
این کارها به صبر و مدارا نمی شود
تاچند فرسخی خودم ایستاده ام
تامرز یأ س ،تا به عدم، تانمی شود
می پرسم از خودم غزلی گفته ای ولی
با این همه ردیف ، چرا با نمی شود؟!


حماسه از چشمهای تو آغاز میشود در روزی داغ و خونآلود.
رشادت یعنی «تو»؛ وقتی که در رکاب پدر، تار و پود حادثه را شمشیر زدی.
امروز میآیی؛ پرچم عشق بر دوشت، با نشانهای از آن سوی آسمان
و زمین با خندههای نخستینت، شکفتن آغاز میکند.
در وجودت تکهای از بهشت جا مانده است
آن گونه که از گیسوانت عطر یاسی عجیب میتراود.
روشنای چهرهات با اُفقهای دور و درخشان نسبت دارد.
ریشهات از مقدمترین رودخانه آب میخورد.
نخلها، پیش قامتت کوچک مینمایند، ای بزرگِ دوست داشتنی!
نامت از دهان زمین نمیافتد.
آزادگی، دوست دیرینه تو، خورشید، همبازی کودکیات و عشق، همسفره همیشگی توست.
قبایل عرب از گندمزار شجاعت تو نان میخورند.
پرندگان، چشم بر قانون رهاییات دوختهاند.
میآیی و پنجه در پنجه کوه میافکنی و فرو میریزیاش.
میآیی و از جای گامهای سپیدت، درختانی از آینه قد میکشند.
بر اسب که مینشینی، بارانی از ستاره باریدن میگیرد.
مهتاب، امواج نگاه توست که بر دامن آسمان میریزد.
تو علی اکبری؛ علوی سیرت و محمّدی صورت.
آئینت جوانمردیست.
صدایت، لرزه بر اندام آنان میاندازد که نفسهای شیعه را بریده بریده میخواهند..
شاعرانهترین واژهها، شعر بلند حماسهات را سرودن نمیتوانند.
محرم در محرم تصویر تابناک توست که بر صفحه خونرنگ عاشورا میدرخشد.
لبهای ترک خوردهات، سالهاست فرات را سر در گریبان نگه داشته است.
صفحات آن ظهر سرخ را که ورق میزنم
ردّ نگاههای پر هیبت توست که بر جا میخکوبم میکند.
تو اردیبهشت فصلهای جهانی.
خاکستریترین روزها را خورشید کلامت به تپش وا میدارد.
امروز میآیی و ما فانوسهای عاشقی در دست، میلاد خجستهات را نور میپاشیم.
میآیی و چکاوکان روشنی، روز آمدنت را به ترانه مینشینند
و رودهای زمین، بهار آمدنت را آواز میخوانند.
ای بزرگ خاندان آبها
آشنای مهربان آبها
در مقام شامخ سقائی ات
بند می آید زبان آبها
از حیاط مأذن چشمان تو
تا خدا آمد اذان آبها
با تماشای لب دریائی ات
آب افتاده دهان آبها
مثل دریائی ولیکن می دهی
مشک خشکی را نشان آبها
بر ضریح دست تو پیچیده اند
التماس گیسوان آبها
می رسید از دور بر اهل حرم
جمله سقا بمانِ آبها
زیر بار تیر های مشک تو
خرد گردید استخوان آبها
مشک و ختم و فاتحه هر گز نبود
این تصور در گمان آبها
بعد لبهای تبسم ریز تو
گریه افتاده به جان آبها
از وداع تو حکایت می کند
دستهای پر تکان آبها
گریه امروز مال چشم تو
گریه فردا ازآن آبها
راستی بی تو چه رنگی می شود
شعر های شاعران آبها

جبران خلیل فیلسوف وشاعر بزرگ مسیحی لبنان می گوید:
به عقیده ی من پسر ابوطالب اولین قدیسی است که با روح کلی ملازم
شده وبا او همنشینی داشته است وآهنگهای ابدیت را از روح کلی شنیده
و در گوش قومی که ازاین گونه نغمه ها نشنیده بودند منعکس ساخته .
هر کس از او خوشش آیدبر فطرت توحید است وهر کس که با او دشمن
است درجاهلیت است.
پسرابوطالب شهید راه عظمت خود شد.در حالتی از دنیا گذشت که نماز بر
زبان داشت وقلبش ازشوق لقای پروردگار سرشار بوده اعراب حقیقت مقام
و موقعیت آن حضرت را نشناختند تا آن زمان که مردانی از ایران ظهور کردند
که گوهر را از سنگریزه تشخیص دادند
(به نقل از کتاب کرامات العلویه)
اى على،جبرئيل مرا درباره تو خبرى داد كه مایه روشنى چشم و شادى دلم شد،
او به من گفت:اى محمد،خداوند به من فرموده :محمد را از سوى من سلام برسان
واو را آگاه ساز كه على پيشواى هدايت و چراغ تاريكيهاى ضلالت،و حجت بر اهل
دنياست،زيرا او صديقاكبر و فاروق اعظم است (1) ،و من به عزت خويش سوگند
خوردهام كه به آتش نبرم كسى را كه او را دوست داشته و تسليم او و اوصياى پس از او
باشد،و به بهشت در نياورم كسى را كه دست از ولايت و تسليم در برابر او و اوصياى
پس از او برداشته باشد. (2)
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:جبرئيل نزد من آمد وگفت:
اى محمد،پروردگارت تو را به دوستى و ولايت على بن ابى طالب فرمان مىدهد. (3)
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:جبرئيل عليه السلام از سوى خداوند
برگ سبزى از درخت آس برايم آورد كه در آن به رنگ سپيد نوشته بود:
من دوستى على بن ابى طالب را بر آفريدگانم واجب
نمودم،اين را از جانب من به آنان برسان. (4)
جبرئيل از ميكائيل،او از اسرافيل،او از لوح،او از قلم،اواز
خداى عزوجل آورده است كه:
ولاية على بن ابى طالب حصنى،فمن دخل حصنى امن من عذابى
«ولايت على بن ابى طالب دژ محكم من است،هر كه بدان درآيد ازعذاب من ايمن باشد». (5)
12)بحار الانوار 27/ .113
3)همان 39/ .273
4)همان/ .275
5)همان/ .246
اسد الله در شهود آمد
در پس پرده هر چه بود آمد
آسمانيان همه از شراب عشق علي (ع) نوشيده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اينکه
زمنيان را فرصتی است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودی او رخ
برگشايند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگی پا به
عرصه خاکی نهاد. او علی است و خدايش اعلی. او که مهتاب سپيدی رويش را از او دارد و
کوچه ها همه بی قرار اويند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حديث و
اعجاز است و نگاه هستي بخشش پياله جان ها را از شور زندگی، عشق و شيدايی لبريز
می کند؛ او معشوق خداست.
سالروز ولادت ام ابیها مادر امامت ، همسر ولایت و دخت نبوت
خانم فاطمه زهرا (س)
بر تمامی دوستداران حضرتش وحضرت بقیه الله (عج) مبارک باد .
سیما و شخصیت فاطمه (سلام ا… علیها) در کلام رسول خدا (ص) چه زیبا ترسیم
شده است که:
فاطمه پاره تن من است.
فاطمه نور چشم من است.
فاطمه قلب من است.
فاطمه محبوبترین و عزیزترین کس نزد من است.
فاطمه برترین زنان عالم است.
من بوی بهشت را از فاطمه استشمام می کنم.
خشنودی فاطمه خشنودی من است و آزار فاطمه آزار من است.
ام الائمه: مادر امامان
ام ابیها : یعنی مادر و دلسوز پدرش
ام الحسن، ام الحسین : مادر حسن(ع) و مادر حسین(ع)
ام المحسن : مادر محسن (ع)
بتول : بتول یعنی جدا و ممتاز از دیگران
الحرة: یعنی بانوی آزاد
حصان : یعنی پارسا و عفیف
حورای انسیه: یعنی انسانی زمینی که از حوریان بهشتی است
راضیه : یعنی کسی که به تقدیر و قوانین الهی خشنود بود
زکیه : به معنی پاک و پاکدامن یا وجود پر برکت است
زهرا: یعنی درخشان، نورانی و درخشنده
سماویه : یعنی گرانبها ، گوهری آسمانی
سیدة نساء العالمین: یعنی بزرگ بانوی جهانیان
صدیقه کبری: صدیقه یعنی کسی که در راستگویی کامل است یا آن که هرگز
دروغ نگفته است
طاهره : به معنی پاکیزه، بی عیب، پاک و معصوم
عذرا : یعنی آن بانو پیوسته همچون دوشیزگان بود
فاطمه: یعنی آن که خود و شیعیانش از آتش بازداشته ( و در امان نگاه داشته)
شده اند
مبارکه: از نامهای دیگر حضرت زهرا(س) و به معنی وجود پر برکت است
محدثه: یعنی آن که فرشتگان با او سخن گویند
مرضیه : یعنی آن که خداوند پیوسته از او و کردارش راضی است
مریم کبری : یعنی مریم بزرگ
منصوره : یعنی یاری شده از سوی پروردگار
نوریه : یعنی فاطمه وجودی از نور است و انوار او تا ابد آفاق زندگی بشریت را
روشن می سازد
|
| |
|
|
علی تنهاست در یک قوم گمراه
زبانش را که میفهمد به جز چاه
مادر شبانه به خاک سپرده می شود!
به محض شنیدن خبر شهادت فاطمه زهرا سلام الله علیها اولین كسانی بودند كه
در خانه ی امیر المؤمنین علی علیه السلام حاضر شدند و برای تشیع و نماز و دفن
فاطمه زهرا سلام الله علیها آمده بودند و در دل هزار آرزو می پروراندند كه ناگهان
صدای ابوذر بلند شد:
امیر المؤمنین علیه السلام می فرماید: تشیع جنازه ی فاطمه زهرا سلام الله
علیها به تأخیر افتاد.
و همه این گونه فهمیدند كه بروند و صبح برای تشیع بیایند، و آسوده خاطر به خانه
هایشان رفتند، آنان با دلی پر از شک و تردید رفتند.
همه رفتند!
ماند علی علیه السلام و چهار فرزند زهرایش سلام الله علیها و یک خانه پر از غم و
غصه و یک شهر پر از دشمن و منافق.
نیمه های شب امیر المؤمنین علی علیه السلام فاطمه زهرا سلام الله علیها را
غسل داد و از باقی مانده حنوط پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم حنوط كرد
و كفن نمود، همین كه خواست بندهای كفن را ببندد صدا زد: ای ام كلثوم، ای
زینب، ای حسن ای حسین علیهم السلام بیایید برای آخرین بار مادر را ببنیید كه
این دیدار نهایی است و ملاقات بعدی در بهشت خواهد بود.
امام حسن و امام حسین علیهما السلام جلو آمدند در حالی كه با صدای بلند می
گفتند: واحسرتاه! حسرتی كه هرگز پایان ندارد از فقدان جدمان و مادرمان، ای
مادر حسن و حسین، آنگاه كه جدمان را ملاقات می كنی از ما به او سلام برسان
و بگو: ما بعد از تو در دنیا یتیم مانده ایم.
در این هنگام فاطمه زهرا سلام الله علیها ناله ای از سینه ی پر سوز بیرون آورد و
دستها را باز كرد و آن دو را به سینه چسبانید، ناگهان از سوی آسمان صدای
منادی شنیده شد كه گفت: ای ابا الحسن این دو را از روی جنازه ی مادر بردار كه
ملائكه ی آسمانها را به گریه در آوردند.
امیر المومنین علی علیه السلام آنان را از روی سینه ی فاطمه زهرا سلام الله
علیها بلند كرد و شروع به بستن بندهای كفن نمود و در آن حال چنین می گفت:
فراق تو مهترین مطلب نزد من است و فقدان تو ای فاطمه زهرا سلام الله علیها
سخترین غمهاهست..
آنگاه امام حسن علیه السلام را فرستاد تا سلمان، ابوذر و مقداد و چند نفر دیگر را
خبر كند و با حضور آنان بر بدن فاطمه زهرا سلام الله علیها نماز بخوانند و پس از
نماز دستها را بلند كرد و عرضه داشت:«خدایا، این دختر پیامبر تو فاطمه زهرا
سلام الله علیها است كه او را از ظلمات (دنیا) به سوی نور برده ای»
وقتی خواستند حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را به خاک بسپارند ندایی
شنیده شد كه می گفت: «به سوی من، نزد من آورید، تربت او از من برداشته
شده است!» وقتی نگاه كردن قبری كنده شده یافتند و تابوت فاطمه زهرا سلام
الله علیها را به همان سو بردند تا بخاک بسپارند.
علی علیه السلام كنار قبر نشست و فرمود: ای زمین، امانت خود را به تو می
سپارم این دختر پیامبر است. از قبر صدایی شنیده شد كه می گفت:«یا علی،
من بیش از تو نسبت به او مواظبم، برگرد و نگران نباش.»
آنگاه فاطمه زهرا سلام الله علیها را بخاک سپردند روی قبر را پوشاندند و زمین را
صاف كردند تا هیچ كس جای آن را نداند.
پس از آن امیر المؤمنین علی علیه السلام دو ركعت نماز خواند، و بعد متوجه قبر
رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم گردید و درد دلهایش را به پیامبر اكرم صلی
الله علیه و آله و سلم عرضه كرد:
سلام بر تو یا رسول الله از من و سلام بر تو از طرف دختر و حبیبه ات و نور چشم و
زائرت، و كسی كه شبانه در بقعه ی تو به خاک سپرده شده، و خداوند او را زود به
تو ملحق كرد. یا رسول الله در باره ی صفیه ی تو و دخترت صبرم كم شده و توانم
درباره ی سیدة النساء ناتوان شده است. (چه كنم) جز این كه از سنت و روش تو
پیروی كنم، حزن و اندوهی كه از هجران دوری تو به من رسیده تسلی و دلداری
ندارد. من خودم تو را بعد از آنكه در سینه ام جای داشتی در لحد قبرت جای دادم،
و با دست هایم چشم تو را بستم، و خودم متصدی امر تو شدم.
دیگر بعد از این مصیبت یا رسول الله آسمان و زمین جلوه ندارد، و زشت و قبیح
گشته است.
صبر كردن به این مصائب میمنتش بیشتر و زیباتر است و اگر نبود غلبه ی چیره
شدگان بر من، ماندن نزد قبرت و ماندن سر تربتت را بر خودم لازم می كردم و مانند
زن جوان مرده به بزرگی مصیبت ناله می زدم.
خدا می بیند كه دخترت از نظر پنهان شده و حقش با جبر و زور از بین رفت، و
آشكارا از ارثش ممانعت گردید.
یا رسول الله، شكوه ها را بخدا باید كرد، و در داغ و فراق تو تسلی و بردباری زیباتر
است، پس درود و رحمت و بركات خدا بر فاطمه زهرا سلام الله علیها و بر تو.
بعد هم چهل صورت قبر در بقیع درست كرد كه كاملا مشتبه شود.
صبح كه شد مردم كم كم بطرف خانه ی امیر المؤمنین علی علیه السلام براه
افتادند تا در تشییع و نماز و دفن فاطمه زهرا سلام الله علیها شركت كنند! از همه
زودتر همان دو نفر بودند كه آمدند و یک دفعه شنیدند:
دیشب فاطمه زهرا سلام الله علیها را دفن كردیم!!
وقتی فهمیدند فاطمه زهرا سلام الله علیها مخفیانه دفن شده، چشمان هر دو از
غضب بازمانده بود. دیوانه وار به یكدیگر و دیگران نگاه می كردند. و اصلآ فكر نمی
كردند چنین شود.
صدای عمر بلند شد: ای بنی هاشم بس نمی كنید! قبر را می شكافیم تا بر دختر
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نماز بخوانیم و بعد مردم را با خود برداشت و با
زنها بطرف بقیع رفت تا گفته ی خود را عملی كند. ناگهان یک نفر آمد در حالی كه
نفس نفس می زد گفت:
دست نگاه دارید، علی علیه السلام را دیدم بطرف قبرستان می آید و ... ناگهان
صدای علی علیه السلام در حالی كه پارچه ی زردی كه در جنگها به پیشانی می
بست، بسته بود و ذوالفقار در دستش و رگهای گردنش بر آمده آنانرا بخود آورد:
بخدا قسم ای پسر صحاک اگر دست به یكی از این قبرها بزنید، زمین را از خونتان
سیراب می كنم!
و این ابوبكر بود كه به داد رفیقش رسید و از علی علیه السلام عذر خواهی كرد و
قضیه را به همانجا خاتمه داد.
این قسمت آخر جواب جناب ابو مصعب است که به امیر المومنین علی (ع) اهانت
کرده وگفته اگر علی (ع) ...... داشت چرا فاطمه را جلوی در فرستاد.
اینجا دیگر علی(ع) مامور به صبر نبود و جاهلان که قدرت وغیرت امیر المومنین
علی (ع) را میدانستند دیگر قدمی جلو نیامدند.
البته آقای ابو مصعب در هر جمله ای که مینویسند یک بار به من لعن میفرستند
این برای من جای بسی خوشحالیست که کسی که به امیر المومنین علی(ع)
اینطور آزادانه اهانت میکند مرا هم لعنت کند . منتظر لعن ونفرین تمام دشمنان
امامم علی (ع) هستم مرا از لطف خود محروم نفر مائید.
هذا ما اوصت به فاطمه بنت رسول الله اوصت و هى تشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و
رسوله و ان الجنة حق والنار حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فى القبور. یا
على انا فاطمة بنت محمد (ص ) زوجنى الله منك لاكون لك فى الدنیا والاخره انت اولى بى من
غیرى حنوطى و غسلنى و كفنى باللیل وصل ولدى السلام الى یوم القیامه .
بنام خداوند بخشنده مهربان
این وصیت نامه دختر رسول خداست در حالى وصیت مى كند كه شهادت می دهد خدایى جز
خداى یگانه نیست و محمد (ص) بنده و رسول اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و
روز قیامت كه هیچ شكى در آن نیست فرا خواهد رسید و ذات الهى جمیع مردگان را از قبور
برانگیزاند و زنده گرداند و همه را وارد محشر فرماید.
اى على من فاطمه دختر حضرت محمد هستم خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت
براى تو باشم و تو از دیگران بر من سزاوارترى .على جان حنوط و غسل و كفن كردن مرا در
شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگذار و شب مرا دفن كن و هیچ كس را اطلاع نده. اینك
با شما وداع می كنم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود می فرستم.

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم هنگام رحلت به مردم فرمودند:
من شما را از پرتگاه خطر محو و نیستی به شاهراه هدایت و سعادت رهبری كردم
و در مقابل این خدمات و تحمل زحمات طاقت فرسا از شما مزد رسالت نمی
خواهم، بلكه می خواهم درباره ی اولاد من كه یكی از ثقلین می باشند مودت و
محبت كنید و از عواطف خود در حق آنها دریغ نورزید.
«قل لا أسئلكم علیه أجرا إلا المودة فی القربی»
و در دنباله ی این سخن فرمودند:
«فاطمه سلام الله علیها پاره ی تن من است و هر كه او ا خوشحال كند مرا
خوشحال كرده است و هر كس فاطمه را اذیت كند خدا را از اذیت كرده است.ای
فاطمه پروردگار عالم به موجب خشم تو خشمگین و به خرسندی تو خرسند
میشود»
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از امت اسلامی انتظار داشت پس از در
گذشت پدر بزرگوارش، نهایت احترام را به پاس خدمات او درباره ی دخترش مبذول
دارند. این انتظار نه تنها بر آورده نشد بلكه نتیجه ی معكوس داد. امت در رأس آنها
سران حكومت هیچ اعتنایی به توصیه و سفارشات آن حضرت ننمودند و دختر و
یگانه یادگار او را به قدری اذیت كردند كه كاسه ی صبرش لبریز گردید و در سن
جوانی و ناكامی می نالید، و احساس می كرد كه به محبتها و تسلیت های پدر
سخت محتاج است، به سراغ او می رفت و بر تربت او می افتاد و پنجه های
لرزانش را در سینه ی خاک فرو می برد و دستهایش را از آن پر می كرد و با تمام
عاطفه ای كه پدر را دوست می داشت آن را می بوئید و لحظه ای آرام می گرفت،
ناگهان با آهنگی كه از گریه در هم می شکست و می گفت:«ماذا علی من شم
تربة أحمد أن لایشم مدی الزمان غوالیا صبت علی مصائب لو أنها صبت علی الایام
صرن لیالیا»
چه باكی است بر كسی كه خاک قبر احمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم
را بوئیده كه در تمام زندگی هیچ عطری نبوید، آنقدر مصیبت بر من ریخته شد كه
اگر بر روزها ریخته می شد، همانند شب تار می گردد.
مهمترین حوادثی كه پس از رحلت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم او را
ناراحت ساخت، موضوع غصب خلاف علی علیه السلام و غصب فدک بود. چون این
هر دو نكته ی حساس، سبب انحراف مسلمانان در حق و حقوق شخصی و
نوعی بود. فاطمه سلام الله علیها برای اثبات حقیقت امر و احقاق حق خود و علی
علیه السلام و امت اسلام شجاعانه قیام كرد و با انواع زجر و شكنجه و فشار و
تهدید مقاومت نمود و سرانجام جان خود را در همین راه از دست داد و بالاخره ثابت
كرد كه حق با كیست؟
این غضب و خشم آرام نشدنی آخرین اثر خود را به صورت یک وصیت جانگذاری
ظاهر نموده به طوری كه تا اندازه ای پرده ی ابهام را از روی دردهای درونی حضرت
زهرا سلام الله علیها بر می داشت و آشكار ساخت. به این معنی که این دلتنگی
كار را به جایی رسانیده که دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به مولای
متقیان وصیت كرد كه جسد پاكش را شبانه به خاک بسپارد تا هیچ كس از این
غاصبین موفق به خواندان نماز بر جنازه ی اطهرش نشوند، و از موقعیت او سوء
استفاده نكنند. روی این اصل امیرمؤمنان علی علیه السلام بدن یادگار پیامبر را در
ظلمت شب به خاک سپرد و در مقابل غم و غصه های عالم را در دل خود پنهان
نمود و امانتی را كه در دست داشت، با صدها خون جگر به صاحبش رد كرد.
صبح آن شب مردمی كه برای شركت در مراسم تدفین دختر پیامبر آمده بودند، بر
خلاف انتظار از دفن پنهانی آن حضرت آگاه شدند و بر امیرمؤمنان علیه السلام
اعتراض كردند و گفتند: چرا بدن زهرا سلام الله علیها را شبانه دفن كردی؟
حضرت در پاسخ آنها فرمود: وی به من چنین وصیت نموده و من هم حاضر نبودم بر
خلاف وصیت او رفتار نمایم زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
فاطمه زهرا سلام الله علیها پاره ی جگر من است كسی كه او را اذیت نموده مرا
اذیت كرده است، پس من روا نداشتم با سرپیچی از این وصیت رسول خدا صلی
الله علیه و آله و سلم را اذیت كرده با او مخالفت ورزیده باشم.
آری حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها با این وصیت، آخرین ضربه ی مهلک را بر
حریفان وارد ساخت و یک سند زنده و محكمی برای مظلومیت و حقانیت خویش
برای همیشه باقی نهاد و بر مشروعیت حكومت شیخین خط بطلان كشید و آنها را
برای ابد سرافكنده و شرمنده ساخت.
«اگر این قبر از دیده ها پنهان نمی شد، و امروز ما محل آن را به خوبی می
دانستیم از كجا به دردهای كشنده ای كه آن حضرت در كانون سینه ی مباركش در
زیر پرده های صبر مخفی نموده و سرانجام موجب غروب آن شمس خاندان رسالت
شد، می رسیدیم؟! از چه راهی می توانستیم تعیین كنیم كه حضرت از تشكیلات
آن زمان ناراضی بود و از كجا به ما مسلم می شد که حق آن حضرت را غصب
نموده؟ از کجا ظلم و ستم نسبت به پاره جگر رسول الله صلی الله علیه و آله و
سلم بر ما واضح می شد؟ از کجا به طور مسلم از نقشه ها و كارها و دسیسه
بازیها و حقه و نیرنگ های این خلفا اطلاع حاصل می كردیم؟
زیرا اگر قبر پنهان نمی شد، علاوه بر این ممكن بود با هزاران دوز و كلک روی
جنایتهای خود را بپوشانند و با اخبار جعلی حاكی از خشنودی حضرت زهرا سلام
الله علیها امر را مشتبه كنند.»
مظلومیت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها آنقدر دردناک و تكان دهنده است كه
دل هر انسان با وجدان را جریحه دار می كند و وجدانهای خوابیده را بیدار می
سازد و قوی ترین سند مظلومیت اهل بیت عصمت و طهارت علیهما السلام و
محكم ترین مستمسک شیعیان می باشد. او با مظلومیت خویش ثابت كرد كه
شیخین سزاوار غضب خدا و رسول او هستند زیرا كسی را به خشم آورده و دل و
جان كسی را آزرده اند كه بنا به نص حدیث نبوی، خدا و رسولش با غضب او
غضبناک می شوند و با رضایت او خشنود می گردند و از این روز به خلافت خدا و
جانشین رسولش شایستگی را ندارند.
خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها
خطبه آن حضرت در بیماریش برای زنان مهاجر و انصار؛
سوید بن غفله گوید: هنگامی كه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بیمار شد به
همان بیماری كه در اثر آن از دنیا رفت، زنان مهاجر و انصار به عیادت ایشان آمده و
گفتند: ای دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم حالت چطور است؟
ایشان حمد و سپاس الهی را گفته و بر پدرش درود فرستاد و فرمود:
بخدا سوگند صبح كردم در حالی كه نسبت به دنیای شما بی میل و نسبت به
مردان شما ناراحتم. به آنان بغض ورزیدم، پس چه زشت است كندی شمشیرها و
سستی بعد از تلاش و سر بر سنگ خارا زدن، و شكاف نیزه ها و فساد آراء و
انحراف انگیزه ها، و چه زشت ذخیره هائی كه پیش فرستادند، و خداوند بر آنان
خشم گرفته و در عذاب جاودانه خواهند بود، بودن شک مسئولیت این عمل بعهده
ایشان بود و سنگینی آن بدوششان است، و ننگ و عارش دامنگیرشان می گردد،
پس این شتر بینی بریده و زخم خورده باشد، و گروه ستمكاران از رحمت الهی
بدورند.
وای بر آنان چگونه خلاف را از مواضع ثابت و بنیانهای نبوت و ارشاد، و محل هبوط
جبرئیل، و آگاهان به امور دین و دنیا دور ساختند، آگاه باشید كه این زیان بزرگی
است و چه عیبی از علی علیه السلام گرفتند، بخدا سوگند عیب او شمشیر
برّانش، و بی اعتنایی به مرگ، و شدت برخوردش و عقوبی دردناكش، و این كه
غضبش در راه رضای الهی بود.
بخدا سوگند اگر از راه روشن بدور رفته، و از پذیرش طریق مستقیم كناره می
گرفتند، آنان را بسوی آن آورده و بر آن وا می داشت و به سهولت براهشان می
برد، و این شتر را سالم به مقصد می رساند كه راهبرش را دچار زحمت نكند و
سواره اش را ملول نگرداند، و آنان را به محل آب خوردنی می رساند، كه آبش صاف
و فراوان بوده و از آن لبریز باشد و هرگز كدر نگردد و ایشان را از آنجا سیراب بیرون
می آورد، و در پنهان و آشكار بر ایشان ناصح بود.
اگر او در محل خلافت می نشست هرگز ثروت دنیوی برای خود قرار نمی داد، و از
آن بهره فراوانی بر نمی داشت، جز به اندازه فرو نشاندن تشنگی و رفع
گرسنگی، و به ایشان می شناساند تا بین زاهد و دنیا پرست و راستگو و دروغگو
تشخیص دهند و اگر ملتها ایمان آورده و تقوی پیشه كنند بركات آسمان و زمین را
بر آنان فرو می ریختیم، ولكن آیات الهی را تكذیب كردند و از این رو آنان را در برابر
آنچه انجام دادند گرفتار ساختیم، و كسانی كه از این گروه ستم نمودند نتایج
زشتی كارشان بزودی دامنگیرشان شده و هرگز بر ما غالب و پیروز نخواهند شد.
آگاه باش، بیا و بشنو، هر چه زندگی كنی روزگار عجائبی را بتو نشان خواهد داد،
و اگر تعجب كنی گفتار اینان تعجب آور است، ای كاش می دانستم كه به چه
پناهگاهی پناهنده شده، و به كدام ستونی تكیه داده، و بر كدام فرزندانی تجاوز
نموده و استیلا جسته اند؟ چه بد رهبر و دوستی را انتخاب كرده اند، و برای
ستمكاران بد بدلی است.
بخدا سوگند، بجای پرهای بزرگ روی بال دم را انتخاب و بجای پشت، دم را بر
گزیدند، ذلیل گردد قومی كه می پندارد با این اعمال كار خوبی انجام داده است،
بدانید كه اینان فاسدند اما نمی دانند وای براینان آیا كسی كه هدایت یافته سزاوار
پیروی است، یا كسی كه هدایت نیافته و نیازمند هدایت است، وای بر شما
چگونه حكم می كنید.
بجان خودم سوگند، نطفه این فساد بسته شده در انتظار باشید تا این مرض فساد
در پیكر جامعه منتشر شود، آنگاه از پستان شیر خون تازه و زهری هلاک كننده
بدوشید، در اینجاست رهپیمایان راه باطل زیانكار شده و آیندگان عاقبت اعمال
گذشتان را می یابند، آنگاه جانتان با دنیایتان، و قلبشان با فتنه ها آرام می گیرد،
و بشارت باد شما را به شمشیرهای كشیده و حمله متجاوز ستمكار، و به هرج و
مرج عمومی و استبداد زورگویان كه حقوقتان را اندک داده و اجتماع شما را
بوسیله شمشیرهایش درو خواهد كرد، پس حسرت بر شما باد كه كارتان به كجا
می رسد، آیا من می توانم شما را به كاری وا دارم كه از آن روی گردانید.
سوید بن غفله گوید: زنان سخنان آن حضرت را برای شوهرانشان بازگو كردند،
گروهی از مهاجرین و انصار برای عذر خواهی نزد ایشان آمده و گفتند: ای سرور
زنان، اگر حضرت علی علیه السلام این مطالب را قبل از بیعت با ابوبكر برایمان می
گفت كسی را بر او ترجیح نمی دادیم.
آن حضرت فرمود: از نزدم دور شوید، بعد از ارتكاب گناه و سهل انگاری عذرخواهی
برای من مفهومی ندارد.
خطبه حضرت زهرا علیها السلام برای كسانی كه حق شوهرش را غصب كردند!!
بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و غصب شدن ولایت وصی آن حضرت،
عمر شمشیر به كمر بسته و دور شهر مدینه می چرخید و می گفت: با ابوبكر
ببعت شده است. بشتابید به بیعت كردن با او، مردم از هر طرف برای بیعت می
آمدند، چند روز كه گذشت همراه با گروه كثیری به در خانه حضرت امیرالمؤمنان
علی علیه السلام آمده و خواستار خروج ایشان از منزل شد، ایشان امتناع كرد،
عمر خواستار هیزم و آتش گردید و گفت: سوگند به كسی كه جان عمر در اختیار
اوست یا خارج می شود یا او را با تمامی اهل خانه آتش می زنم!
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بسوی ایشان آمده و كنار درب خانه ایستاد و
فرمود: ملتی همانند شما نمی شناسم كه این گونه عهد شكن و بد برخورد
باشند، جنازه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را در دست ما رها كردید و عهد و
پیمانهای میان خود را بریده و فراموش نمودید، و ما را به فرمانروایی نرسانده و
حقی را برای ما قائل نیستید. گویا از حادثه روز غدیر خم آْگاهی ندارید، سوگند
بخدا كه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در آن روز ولایت حضرت علی علیه
السلام را مطرح كرد و از مردم بیعت گرفت تا امید شما فرصت طلبان را قطع نماید،
ولی شما رشته های پیوند میان خود و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را پاره
كردید، این را بدانید كه خداوند در دنیا و آخرت بین ما و شما داوری خواهد كرد.
قال سليم به قيس الهلالی فی كتابه: ج2 ص 907 الحديثه
در کتاب سلیم بن قیس هلالی از رسول الله صلی الله عيه و آله و سلم
نقل شده است که:
به حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها، می فرمايد: تو اولين كسی از اهل بيتم
هستی كه به من ملحق می شوی، تو بانوی زنان اهل بهشت هستی و بلافاصله
و پس از من مورد ظلم واقع می شوی، آنگاه كه كتک می خوری و پهلويت را می
شكنند، خدا لعنت كند قاتل تو را، خدا لعنت كند فرمان دهنده و راضی و ياری
دهنده و ظلم كننده ی همسر و دو فرزندانت را.

آتش گرفت سوخت در خانه علی در خون نشست سینه پروانه علی
بازوی كبود
باز سليم بن قيس هلالی گويد: علی را ملاقات كردم، از او درباره اعمال و رفتار
عمر سوال كردم، حضرت فرمودند: آيا می دانی چرا عمر قنفذ را جريمه نكرد؟
گفتم: نه.
حضرت نگاهی به اطراف نمود، سپس چشمانش پر از اشک شد و فرمود: عمر از
قنفذ تشكر كرد بدان جهت كه او فاطمه را آن ساعتی كه از حريم ولايت دفاع كرد
با شلاق زد. فاطمه از دار دنيا رخت بر بست در حالی كه بر بازوانش هنوز اثر
كبودی و سياهی ديده می شد.
خصيبی در حديثی از حضرت زهرا سلام الله عليها گويد: هيزم به خانه ی ما آوردند
و خانه را آتش زدند پشت در قرار گرفتم و گفتم: شما را به خدا و پدرم رسول الله
سوگند می دهم كه ما را رها كنيد و منصرف شويد؟
در اين حال عمر شلاق را از قنفذ (غلام ابوبكر) گرفت و با آن بازويم را هدف قرار
داد، به گونه ای كه شلاق بر بازوانم تاب خورده و همانند دستبند سياهی گرديد،
لگدی به در خانه زد و در خانه را بر من فشار داد، تا اين كه پشت در سقط جنين
كردم در حالی كه آتش زبانه می كشيد، سيلی به صورت من زد، به گونه ای كه
گواشواره هايم از گوشم افتاد، در اين حال فشار زايمان مرا گرفت و بدون جرم و
گناهی محسنم را سقط كردند.
سقط جنین
خصیبی از امام صادق علیه السلام نقل می كند... و آتش زدن در خانه را تا علی
ابن ابی طالب و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را در آتش بسوزانند و
بازوی صدیقه كبری سلام الله علیها را با شلاق زدند و به پهلویش لگد زدند و
محسنش را سقط كردند.
هم چنین امام صادق علیه السلام می فرماید: عمر گفت: فاطمه صحبت های
....... زنان را رها كن «والعیاذ بالله» خدا هیچگاه نبوت و خلافت را در شما
جمع نكرده است، در حالی كه آتش چوب درب خانه را به كام خود گرفته بود، و
قنفذ دستش را به پشت در وارد ساخت تا كلون را باز نماید، عمر با شلاق به
بازوی فاطمه زد تا كبود و سیاه شد، در خانه را با لگد باز نمود تا جایی كه این
فشار به جنینش وارد شده و سقط جنین نمود، عمر و قنفذ و خالد بن ولید هجوم
آوردند. سیلی به صورت حضرت زهرا سلام الله علیها زدند تا جایی كه گوشواره
های حضرت از زیر روپوش به زمین افتاد، در حال گریه با صدای بلند می گفت: ای
پدر یا رسول الله به دخترت فاطمه نسبت دروغگوئی می دهند و او را كتک می زنند
و جنینش را سقط كرده و می كشند. در این حال امیر المؤمنین علی(ع)
به فضه گفت: ای فضه فاطمه(س) را قابلگی كن زیرا از فشار در و لگد، درد
زایمان گرفته محسنش را سقط نمود...خصیبی گوید: در این حال امام صادق علیه
السلام گریه ای کرد تا محاسن شریفشان به اشک آغشته شد، سپس فرمودند:
روشن مباد چشمی که در شنیدن این مصیبت اشک نریزد.
دوستان گرامی یکی از آقایان سنی که ظاهرا علمای خودشان را هم
فبول ندارد مرتب در وبلاگ من کامنت های میگذارد
که هیچگونه محتوایی به غیر از فحش ولعن ندارد
ودر کل با بحث منطقی بیگانه است
ایشان از من خواستند کتاب هایی که از علمای
اهل سنت است ودر آن اشاره به آزردن وشهادت
خانم حضرت زهرا (س) شده بیان کنم من لیست کتاب ها
را در اینجا عنوان میکنم البته برای خود ابو مصعب
هم کامنت می گذارم البته ایشون تمام کامنت های
مخالف را حذف می کند
لیست کتب نوشته شده توسط علما سنی که در آن
به آزردن دختر پیامبر (ص) وشهادتش توسط
رهبرانشان اعتراف شده
الامامه و السیاسه نویسنده : ابن قتیبه دینوری
انصاب الاشراف " : بلاذلی
تاریخ طبری " : طبری
مسندفاطمه " : سیوطی
قره العین " : ولی الله دهنوی
شرح نهج البلاغه " : ابن ابی الحدید
اثبات الوصیه " : مسعودی
الملل والنحل " : شهرستانی

آیا تو گل احمد مختار نبودی؟
آیا تو همان مادر اطهار نبودی؟
آیا ثمر چله پیغمبر اکرم
تو سیب بهشت و گل بی خار نبودی؟
سخت است که باور کنم ای مادر زینب
معروف در آن وادی اغیار نبودی؟
ای خانه ی تو قبله ی هر صبح پیمبر
آیا تو همان کوثر سر شار نبودی؟
نمایی از باغ فدک هدیه پیامبر (ص) به دخترش
خانم حضرت فاطمه(س)
که توسط حسودان وغاصبان ولایت گستاخانه غصب شد
ارث فاطمه سلام الله علیها و استدلالات ایشان به قرآن
فدک ارث نبود، هدیه و بخشش پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم بر فاطمه زهرا سلام الله علیها در زمان حیات آن بزرگوار بود.
لكن آن را غصب كردند و نام ارث بر آن گذاردند و سپس با روایتی مجهول و مجعول گفتند: كه انبیاء الهی ارث نمی گذارند، بر هیمن اساس حضرت صدیقه زهرا سلام الله علیها جهت احقاق حق و ابطال باطل، با تكیه بر آیات قرآن در یک مباحثه علمی ثابت نمودند كه اگر چه فدک ارث باشد حق ایشان است و پیامبران دارای ارث و میراث هستند، ایشان این گونه فرمودند:
شما خیال می كنید كه ما هیچ گونه ارثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نداریم، آیا از احکام جاهلیت پیروی می كنید؟
آیا آن ها حكم جاهلیت را می خواهند؟ و چه كسی برای افراد با ایمان بهتر از خدا حكم می كند؟! مائده آیه 50
آیا نمی فهمید، آیا تردید دارید كه من دختر پیغمبر هستم؟ یا این كه چون آفتاب روشن است كه من دختر پیامبرم، ای مسلمانان! آبا رواست كه من ازارث خود محروم گردم؟
«لقد جئت شیئا فریا»؛ كار بسیار عجیب و بدی انجام دادی؟ مریم آیه 27
آیا عمدآ كتاب خدا را ترک كرده و احكام آسمانی را پشت سرانداختید؟ آن جا كه خداوند می فرماید:
«و ورث سلیمان داود»؛ و سلمیان از داود ارث برد. نحل آیه 16
و در داستان حضرت یحیی بن زكریا، از قول زكریا می فرماید:
خدایا به قدرتت، جانشینی به من ببخش كه وارث من و ال یعقوب باشد. مریم آیه 65
و نیز می فرماید:
و خویشاوندان نسبت به یكدیگر و از دیگران در احکامی كه خدا مقرر داشته سزاوارترند. انفال 75
و می فرماید: خداوند به شما درباره فرزندانتان سفارش می كند كه از میراث برای پسر به اندازه سهم دو دختر است. نساء آیه 12
و می فرماید: اگر ثروتی از خود به جای گذاشت وصیت به پدر و مادر و نزدیكان به طور شایسته كند، این حقی است بر پرهیزكاران. بقره 180
شما گمان می برید كه برای من حق و نصیبی از ارث پدر نیست و نباید از پدرم ارث ببرم و قرابتی بین ما وجود ندارد. آیا خداوند، در این آیات شریفه همه مردم را به طور عموم در نظر نگرفته است و همه طبقات مشمول این آیات نیستند؟ و پدرم از عمومیت این آیات خارج است؟ آیا من و پدرم از افراد یک ملت و آیین نیستم؟ آیا شما در تشخیص عموم و خصوص و دلالت آیات قرآن، از پدرم و پسر عمویم آگاهترید؟!
امروز چنین كنید ولی فردای قیامت، خدای بزرگ بین ما و شما داوری می كند، در آن روز پیشوا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است.
سند فدﮎ را آتش زدند!
محو نمودن آثار و شواهد حقانیت ادعاهای فاطمه زهرا سلام الله علیها در مورد مالكیت فدک و آتش زدن آن، همچون مانع شدن از نگارش حكم خوانی ولایت امیرالمؤمنین سلام الله علیها یكی از بدترین و زشت ترین حیله ها و اعمال منافقین صدر اسلام بود. همان كس كه در آخرین لحظات رحلت نبی اعظم صلی الله علیه و آله و سلم، مانع از كتابت حضرت شد و نگذاشت حضرت دستور خدا را مكتوب و مستند سازند، همان كس، سند فدک را در كوچه های مدینه از فاطمه زهرا سلام الله علیها ربود و نابود كرد تا سند و مدركی در دست فاطمه زهرا سلام الله علیها از نظر قانونی نباشد.
ایشان فرمودند:
امتی كه عهد و پیمان خدا و پیامبرش را در ولایت و رهبری شكستند و نادیده گرفتند حق ندارند بر پیكر من نماز بگذارند. آن ها كه نسبت به حق ما ظلم روا داشتند و ارث مرا غاصبانه تصرف كردند و سند مالكیت فدک را از دست من ربودند و به آتش كشیدند.آن ها كه گواهان و شاهدان مرا تكذیب نمودند، سوگند به خدا كه گواهان من حضرت جبرئیل و میكائیل و امیرالمؤمنین علی علیه السلام و ام ایمن بودند.
|
|
بانوی بزرگوار اسلام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، دریایی از فضایل و مکارم اخلاقی است که از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام جلوه هایی از آن را برای مسلمانان بیان نموده اند تا آن ها شناختی هر چند مختصر نسبت به ساحت مقدس آن سرور زنان عالم پیدا کنند و بدون شک فکر کوتاه بشری هرگز به عمق معرفت آن یگانه هستی دست نخواهد یافت که امام صادق علیه السلام فرمودند:
«فاطمه سلام الله علیها را از این رو فاطمه سلام الله علیها نامیدند که آدمیان از معرفت و شناخت او عاجزند»
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به سلمان فرمودند:«ای سلمان! کسی که دخترم فاطمه سلام الله علیها را دوست بدارد، در بهشت با من است و کسی که فاطمه سلام الله علیها را دشمن بدارد، در جهنم است. ای سلمان! محبت فاطمه سلام الله علیها در صد موضع نفع می بخشد که آسان ترین آن ها عبارتند از: مرگ، قبر، میزان اعمال، حشر، پل صراط و محاسبه اعمال. پس کسی که دخترم فاطمه سلام الله علیها از او راضی باشد، من از او راضی هستم و کسی که من از او راضی باشم، خدا از او راضی است. و کسی که دخترم فاطمه سلام الله علیها بر او غضب کند، من بر او غضبناک می شوم و کسی که من بر او غضب کنم، خداوند بر او غضب نماید. ای سلمان! وای بر کسی که به فاطمه سلام الله علیها و همسرش امیر المومنان علیه السلام و فرزندان و شیعیانش ظلم کند.» مقتل خوارزمی،ج1، ص60
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم برای دعوت به توحید و اسلام از مکه به مدینه هجرت کردند ...
پس از استقرارشان در مدینه ی منوره با کفار جنگ هایی داشتند، از جمله آن جنگ ها جنگ خیبر بود.
چون خیبر به دست یکه تاز میدان شجاعت و دلاوری، حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام فتح شد و پیروزی از آن مسلمانان گردید، و خبر آن به مردم فدک رسید، ترس در دلشان افتاده و از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم درخواست نمودند که فدک و متعلقاتش را به نصف، با آنان مصالحه فرماید و آن حضرت هم از آنان پذیرفت.
و اما فدک...
چون جنگ و پیکاری در آن نشد و مردمش آن را با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مصالحه نمودند به حکم آیه شریفه «و ما افاء الله علی رسوله منهم فما اوجفتم علیه من خیل و لا رکاب...» سوره حشر آیه 6
فدک خاص و خالص برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شد و هیچ یک از مسلمانان در آن حق و سهمی نداشتند.
واگذاری فدک به فاطمه علیها السلام
هنگامی که آیه ی شریفه ی «و آت ذالقربی حقه» اسراء آیه 26. یعنی به خویشاوندت حقش را عطا کن، نازل شد. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بنا به دستور قرآن و امر خداوند متعال فدک را به پاره ی تنش فاطمه سلام الله علیها هبه و عطا فرمود، پس فاطمه زهرا سلام الله علیها فدک را مالک شد، و آن را به تصرف داشتند و حاصل و عائدش را در معیشت خود و فرزندانش مصرف می نمود و بخش اعظم از آن را در راه خدا انفاق می کرد.
بعد از ماجرای سقیفه و پس از آنكه ابوبكر بر اریكه قدرت تكیه زد و خود را خلیفه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خواند بی درنگ و بی حساب دست روی همه اموال و املاک و ما ترک پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم گذاشته و همه را به تصرف خود در آورد، حتی فدک را که به حكم آیه قرآن ملک حضرت زهرا سلام الله علیها شده بود را گرفت و از تصرف آن بانوی اسلام خارج نمود.
چون ابوبكر بدون هیچ گونه دلیلی اموال و املاک و ماترک رسول خدا را متصرف شد. حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها که یگانه وارث نسبی آن حضرت بود، ارث پدری خود را از او مطالبه نمود!
ابوبکر در پاسخ آن بانوی اسلام گفت: پدرت میراثی نگذاشته و چیزی ندارد، زیرا من از ایشان شنیدم كه می فرمود: «نحن معاشر الانبیاء لا نورث و ما تركناه صدقه»
یعنی ما گروه پیامبران ارثی از خود نمی گذاریم و آن چه از ما باقی بماند صدقه است. ابوبكر با این حدیثی كه به جز خودش هیچ كس مدعی شنیدنش از رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم نشد، آیات و روایات ارث را نادیده و ناشنیده گرفته و همه ماترک رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را متصرف شد و حتی فدک را هم كه ملک حضرت زهرا سلام الله علیها بود از او گرفته و به تصرف خود در آورد.

عمر در ضمن نامه ای به معاویه چنین میگوید:به فاطمه(س) که پشت
در بود گفتم : اگر علی(ع) از خانه بیرون نیاید هیزم فراوانی به اینجا بیاورم
و... انگاه تازیانه قنفذرا گرفتم و فاطمه(س) را با آن زدم و به خالد بن ولید
گفتم:تو و مردان دیگر هیزم بیاورید وبه فاطمه(س) گفتم خانه را به آتش
میکشم ... همانطور دستش را بیرون اورد تا مرا از ورود به خانه باز دارد من
او را دور نمودم و به شدت در را فشار دادم وبا تازیانه بر دستهای او زدم
تا در را رها کند از شدت درد تازیانه ناله کرد و گریست ناله ی او بقدری جانکاه
بود که نزدیک بود دلم نرم شود واز انجا منصرف گردم ولی به یاد کینه های
علی(ع) و حرص او بر کشتن قریشیان(مشرک)افتادم با پای خود لگد بر در
زدم ولی او همچنان در را محکم نگه داشته بود که باز نشود وقتی که لگد
بر در زدم صدای ناله ی فاطمه(س) را شنیدم که گمان کردم این ناله مدینه
را زیر و رو کرد ... در عین حال فشار دادم در باز شد وقتی وارد خانه شدم
فاطمه(س)با همان حال روبروی من ایستاد ولی شدت خشم مرا به گونه ای
کرده بود که گویی پرده ای در برابر چشمم افتاده است چنان سیلی روی
روپوش به صورت فاطمه (س)زدم که به زمین افتاد.
( دلائل الامامه طبری ج ۲ بیت الاحزان ص ۹۶ )
طبر
ی در کتاب ((دلائل الامامه)) از زکریا بن آدم نقل کرده است که گفت :
در خدمت امام رضا (ع) بودم که حضرت جواد(ع) را در حالیکه سن شریف او
کمتر از چهار سال بود نزد او آوردند دست خود را بر زمین زد وسر خود را به
طرف آسمان بلند کرد و مدتی در فکر فرو رفت .
حضرت رضا(ع) فرمود:
فدایت شوم درباره چه این قدر فکر می کنی؟
عرض کرد: در آن رفتار زشت وظالمانه ای که با مادرم فاطمه(س) نمودند بخدا
قسم آن دو ظالم را از قبر بیرون می آورم بدن آنها رابه آتش می سوزانم وخاکسترش
را برباد می دهم وآن ها را در دریا سرازیر می کنم .
حضرت رضا(ع) او را در بر گرفتند وبین دو چشمان مبارک او را بوسیدند وفرمودند:
پدر ومادرم بفدایت تو شایسته وسزاوار منصب امامتی .
(برگرفته از کتاب قطره ای از دریای فضائل اهلبیت)